<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdsm_thesis>
<thesis_code>uni61ths316</thesis_code>
<thesis_org_id>61</thesis_org_id>
<thesis_org_title>دانشگاه علوم پزشكي گلستان</thesis_org_title>
<thesis_title></thesis_title>
<thesis_title_fa>بررسي فراواني اختلال خلقي دو قطبي تيپ BMD) I) وفراواني اپيزودها و برخي عوامل مربوط به آن در بيماران مراجعه كننده به بخش اعصاب و روان بيمارستان 5 آذر طي سالهاي 1380-1382</thesis_title_fa>
<thesis_edu_date>1383-84</thesis_edu_date>
<thesis_s_date>1383</thesis_s_date>
<thesis_e_date>1384</thesis_e_date>
<thesis_call_no>uni61ths316</thesis_call_no>
<thesis_irandoc_call_no></thesis_irandoc_call_no>
<thesis_language></thesis_language>
<thesis_field>دكتراي حرفه اي</thesis_field>
<thesis_degree>دكترا</thesis_degree>
<thesis_pages>35</thesis_pages>
<thesis_description></thesis_description>
<thesis_content></thesis_content>
<thesis_web_url></thesis_web_url>
<thesis_budget></thesis_budget>
<thesis_subject></thesis_subject>
<thesis_mesh></thesis_mesh>
<thesis_abstract>مقدمه:<br>اختلال خلقي دو قطبي يكي از شايع‌ترين اختلالات خلقي ميباشد كه به صورت دوره‌هاي عود كنندهي مانيا و افسردگي خود را نشان ميدهد. دوره مانيا دوره زماني مشخصي است كه در آن بيماري حداقل به مدّت يك هفته به طور مستر داراي خلق بالا، مهار گسسته و يا تحريكپذير ميباشد. دوره افسردگي يك دوره زماني حداقل دو هفته‌اي است كه در آن خلق بيمار افسرده بوده و همراه بي ميلي و فقدان احساس لذت در همه فعاليت‌هاي لذت بخش روزمره ميباشد.<br>از آن جا كه اين بيماري عود كننده است و تخت‌هاي زيادي از بخش روان‌پزشكي بيمارستان را به خود اختصاص ميدهد، ما با انجام اين مطالعه و بررسي وضعيت بيماران مراجعه كننده به بخش اعصاب و روان بيمارستان 5 آذر با تشخيص BMD تيپ I بر آن شديم با آگاهي بيشتر در مورد اين بيماري برنامه ريزي دقيق‌تر و منظم‌تري جهت سرويسدهي هر چه بهتر اين بيماران انجام شود تا از آسيب‌هاي بيشتر به بيماران و خانوادهي آن‌ها و جامعه به دليل اطلاع ناكافي نسبت به اين بيماري كاسته شود.<br>روش تحقيق:<br>در بررسي انجام شده بر روي پرونده بيماران بخش اعصاب و روان بيمارستان 5 آذر در طي سال‌هاي 82-80 حدود 1035 پرونده موجود بود كه 121 مورد مبتلا به بيماري BMD تيپ I تشخيص داده شده‌اند، ميزان شيوع بيماري BMD تيپ I در اين جامعه تقريباً برابر 0،12 است. بعد از استخراج اطلاعات از پرونده‌هاي داده‌هاي بدست آمده در جدولي وارد گرديد. پس از وارد كردن داده‌ها به نرم افزار spss جداول، نمودارها و شاخص‌هاي آماري لازم جهت توصيف داده‌ها محاسبه شد. براي بررسي ارتباط بين متغيرها از آزمون كاي دو استفاده شد، كه با اين آزمون ارتباط معناداري بين متغيرها يافت نشد.<br>يافته‌ها :<br>در اين بررسي يافته‌هاي زير به دست آمده است:<br>1. فراواني بيماري BMD تيپ I در جامعه مورد مطالعه ما تقريباً برابر 0،12 است كه از 121 مورد مبتلا، 22 مورد در فاز افسردگي و 99 مورد در فاز مانيا بستري بودند.<br>2. فراواني اين بيماري در هر دو جنس تقريباً برابر (1028) بود.<br>3. 39/7%  افراد در دهه سوم سني و 21/5% در دهه چهارم سني بودند و متوسط سني بيماران 30/9 سال بود .<br>4. 30/6 در فصل پاييز بستري شده بودند و تعداد بستري در فصول بهار و تابستان با هم برابر (24%) بود.<br>بحث و نتيجه گيري:<br>يافته‌هاي ما در برخي از عوامل مربوط با اپيزودها نظير سن، جنس و فصل شيوع با آمارهاي جهاني مطابقت داشت، و در برخي از عوامل نظير محل سكونت، وضعيت اشتغال و تأهل اطلاعات كامل وجود نداشت.<br></thesis_abstract>
<thesis_abstract_fa></thesis_abstract_fa>
<thesis_keyword></thesis_keyword>
<thesis_keyword_fa>اختلالات حلقي-تيپI-اعصاب و روان-اپيزودها</thesis_keyword_fa>
<thesis_author></thesis_author>
<thesis_ds></thesis_ds>
<thesis_da></thesis_da>
<thesis_update>1240488000</thesis_update>
</rdsm_thesis>
